تبليغاتX
فریاد آزادی

فریاد آزادی

سبز یعنی ریشه ی سلطان زدن بی خشونت، بی شعار مرگ باد! سبز یعنی دشمنم هم زنده باد!

خواهم كه آزاد باشم و آزاده بمیرم
یوغ اسارت، چو دونان، بگردن نگیرم

گر چه ندارم ، پر و بالی ، بهر پ‍رواز

بی پر و بال هم ، رهایی ازسر بگیرم

ای آزادی ، ای آزادی ، خوشه شادی

تویی بر حق، من تحفه كس، هرگز نپذیرم

سرمیدهم ،جان میگذارم ،پا بمیدانم هنوز

تویی در بر ، تویی در سر، تویی تنها نفیرم

نی ام افسارگسیخته ،چو از بند آزادی

ندارم تعارض بر كس ، كه آزاد ضمیرم

ندارم ترسی ز بودن ،یا كه هرگز ..نبودن

تعداد قلیلی از مردم را می‌توان برای همیشه فریب داد؛ همه مردم را نیز می‌توان برای زمان کوتاهی فریب داد. اما همه مردم را نمی‌توان برای همیشه فریب داد.

به چه می‌اندیشید... اندیشه شما در کدام سمت تاریخ گیر کرده است؟ در قرن ۲۱ ، دیگر نمی‌شود با گلوله و زندان و خفقان راه به جائی‌ برد. نمی‌توان با توسّل به زور ، راه اندیشه را بست... اندیشه پرواز می‌کند، حتا از پشت دستهای بسته، حتا از پشت دهان بسته.... صدای آزادی خواهی‌ و عدالت خواهیش را به گوش همه می‌رساند... حتا اگر بگیرید، ببندید.... من مینویسم، نوشتم از جنبش آزادی خواهی مردم ایران...از جنبش سبز، در راه سبز آزادی نوشتم، توان شنیدن حقیقت را نداشتند، با تفکر کهنه خود ، به خیال اینکه میتواند صدای مرا ببرند، وبلاگ مرا بستند، بار دیگر نوشتم...راهی به آزادی، اینبار که می‌داند دیگر عمرشان سر آمده، و ترس در جانشان ریشه کرده، زودتر صدای مرا ، صدای آزادی خواهی‌ و حقیقت گوی مرا بریدند... اینبار من آزادی را فریاد میزنم... صدای آزادی خواهی‌  ما ایرانیان به همه جهان رسیده... قرن دیکتاتوری دیگر سر آمده... خداحافظ دیکتاتور.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 22:0  توسط سمیرا رحیمیان  |