تبليغاتX
فریاد سبز - شايد كمي دير، ولي نوشتم
غربت نوشته هاي یک سرگردان

 

خواهشمندم عليرغم طولاني بودن مطلب آن را تا انتها بخوانيد.

 

اپيزود اول

در فيلمهاي وسترن، كليشه اي را بسيار ديده ايم با اين مضمون: مرد رهگذري وارد يكي از شهرهاي تك خيابان غرب وحشي مي شود، از قضا در همانروز به محض ورود مرد غريبه، كلانتر شهركشته مي شود و سران تبهكاران شهر براي خالي نبودن عريضه ستاره كلانتر را بر روي سينه مرد رهگذر نصب مي كنند، تا امورات شهرشان را بي درد سر بگذراند و كاري به كار هفت تير كش ها نداشته باشد، ولي از قضا مرد رهگذر ژنده پوش براي خودش يك پا هفت تير كش است و در ادامه فيلم دمار از روزگار تبهكاران در مي آورد، تا حدي كه تبهكاران از انتخاب خود پشيمان و در صدد حذف كلانتر جديد بر مي آيند و باقي قضايا ... .

 

                  

                                             بدون شرح

اپيزود دوم

احمدي نژاد با تمامي اما و اگرها و حرف و حديث ها در دور اول انتخابات رياست جمهوري به عنوان نفر دوم انتخاب شد، ولي مرحله دوم را با قاطعيت و بدون شبهه از رقيب قدر خود برد. كار شروع شد، كارهاي اين مرد از همان ابتدا عجيب بود، از قيافه ظاهري كه در نهايت سادگي و خاكي بودن بگير تا اعلام فهرست دارايي هاي شخصي، انتخاب وزرايش هم حديثي بود براي خودش، چهره هاي ناشناخته و مبهم و عدم راي اعتماد به چهار تن از وزيران و رد سه باره كانديداهاي وزارت كليدي نفت، شعارهايش به زعم برخي عوام فريبي بود و غير ممكن، از پول نفت بر سر سفره ها گرفته تا شكستن حلقه مديران مادام العمر، از جلوگيري از ريخت و پاش هاي دولتي تا سهام عدالت و ... .

ماه ها گذشت ، سفرهاي استاني اش دور اول را به پايان رسانيد و صحبت هايش درباره اسراييل جنجالها آفريد، سياست هسته اي را با اقتدار بيشتري پيگيري كرد، ادبيات سياست خارجي اش را خشن تر كرد (البته ظاهر امر براي ما عوام)، باقي قضايا از قبيل افزايش نقدينگي و تورم بالا و عدم تغيير ساعت رسمي و سفرهاي نيويورك و ....

قصدم بر بررسي عملكرد دولت آقاي احمدي نژاد و اطرافيانش نيست، بحث بر سر شخص احمدي نژاد و تنگناهاي مقابل راهش مي باشد، بحث بر سر اين است كه دكتر تنهاست.

دكتر احمدي نژاد تنهاست، زيرا مرام و مسلك زندگي او و مشي او در دوران رياست جمهوري هيچ شباهتي با حاكمان قبلي ندارد، زيرا تا جايي كه بتواند و سيستم اجازه دهد بر خلاف جريان هاي اصلي قدرت حركت مي كند، زيرا معتقد است كه مي تواند عدالت را پس از سه دهه نبش قبر كند از ميان آرمان هاي انقلاب اسلامي، زيرا در انتخاب نفراتش تا جايي كه بتواند، به سلامت و تعهد افراد نيز بها مي دهد، گرچه گاهي اوقات اين بها دادن منجر به فراموشي تخصص و كارآزمودگي زير دستانش مي شود، دكتر يك دنده و به اصطلاح غُد است، در تصميماتش به سختي به رايزني هاي ساير احزاب و سياستمداران سابق تن ميدهد، ولي چه كند كه اين به ظاهر رفيقان و دلسوزان فعلي چنان سابقه اي از نيرنگ بازي و خدعه پردازي دارند كه قبول پيشنهادات و سخنانشان را شرط عقل نمي داند، مجبور شده است تا جايي كه مي تواند معتمدان و نزديكان خود را در جاهاي مختلف وارد كند تا بتواند كنترل امور را بر دست بگيرد، ولي با اين حال مي بينيم كه عليرغم اين استراتژي بعضي جاها ناكام مي ماند، مانند دانشگاه آزاد كه رسما تمرد كرد و سرپيچيد از خواسته هايش و باز مانند وزارت نفت كه نتوانست فرد معتمد خود را بر مسندش بنشاند، كار به جايي رسيده است كه تمامي معاونان و مديران اصلي نفت از طيف كارگزاران و وزيران دولت به اصطلاح سازندگي انتخاب شده اند، از نعمت زاده گرفته تا اكبر تركان و ... .

مجلس به ظاهر اصولگراي هفتم نيز كه برخي مدعي اند يار و ياورش هستند، هم چنان تو زرد از آب در آمد كه هر نماينده سر به آخور حزبي و گروهي فرو برد و تك و توك افراد مستقل را نيز بايكوت كردند، افروغ و اعلمي هم شاهد اين مدعا.

دكتر تنهاست، زيرا سِحر افسونگر قدرت و مافياي هزار توي سياست حتي برخي از يارانش را هم در پس پرده بلعيده، زيرا هر جا كه سخن از عدالت رفت مي بايست به قول مولاي عدالت طلبان ويران كرد كاخ سبز مستكبران را، و به اينها اضافه كنيد، هزاران بازي پس پرده را كه همچو ماهايي بي خبريم از فشارها و گروكشي هاي آن.

 

    

                                شايد روزي جشن ضعفا فرا رسد

اپيزود سوم:

عليرغم برخي از انتقاداتي كه به عنوان يك شهروند بر عملكرد او دارم به خصوص در حوزه اطلاع رساني و نشريات و برخي سياست هاي اقتصادي، با اين حال به اين امر هم باور دارم كه بسياري از مشكلاتي كه به او و دولتش نسبت مي دهند، زاييده كانون هاي مافياي قدرت مي باشد كه شايد بتوانند او را از هدف اصلي خود منحرف كنند.

 او را مي ستايم به خاطر ساده زيستي اش، او را مي ستايم به خاطر هدف مقدسش كه همان بسط عدالت در شان يك دولت اسلامي است، او را مي ستايم به خاطر مقاومت و مقابله اش با مستكبران داخلي و خارجي، او را مي ستايم به خاطر ايمان و يقيني كه به باريتعالي دارد، او را مي ستايم به خاطر اعتقاد راسخش به ظهور موعود، او را به خاطر شجاعتش به خاطر صراحتش و به خاطر چشم پوشي بر دنيا مي ستايم، او را مي ستايم به خاطر اينكه خود را بيش از آنكه متعلق به مستكبران بداند متعلق به مستضعفان و محرومان مي داند.

 

پي نوشت:

1- انتقاد كردن و منتقد بودن دليل بر چشم پوشي بر مزايا و نقاط قوت دولت نهم نمي باشد، گرچه با برخي تفكرات و نفرات و عملكردهاي اين دولت و شخص رييس جمهور به عنوان يك شهروند مخالفم، ولي در برآيند كلي تفكراتم، در بين تمامي گرايشات سياسي و احزاب گوناگون تعلق خاطر بيشتري به جبهه احمدي نژاد و يارانش دارم، زيرا كه واريانس و انحراف آنها را از مسير حق و حقيقت و اسلام كمتر از سايرين مي بينم.

2- اين موسويان هم به ظاهر تبرئه شد، ما كه بالاخره نفهميديم حكايت و فرجام جاسوس و جاسوس بازي را در اين كشور.

3- يا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت   توسط محمود ولي بيگلو  |